التدابير
به نقل از ماهنامه شماره مخصوص نوروز86 گل آقا
اندر خفاياي سهميه!
…و سهميه در لغت حق مسلمي را گويند كه جيره بندي كنند و چكه چكه به دست خلايق برسانند و كار ملك را بدين نمط بگردانند و از فوايد آن صرفه جويي ،قناعت ،مساوات و چه چه را نام برده اند
((بيا تا گويمت رندانه پندي
كه تا لذت بري از عمر چندي))
تمام راه حل ها را ولش كن
فقط محكم بگو:سهميه بندي!
در وجه تسميه آن نيز خواجه سهيم الملك سهام دار فرمايد:در ايام شباب با دلي كباب سعي در اصلاح امور رعيت بكردم و جماعتي كارگزار را به ولايات فرو دست تحت فرمان خود فرستادم ليكن چون از حقيقت وقايع بي خبر بودم ابن قصور و سهو در نظارت بر كارگزار آتشي به جان خلايق زد كه نخست بدان سهويه!و بعدها در اثر اشتباه عامه در استعمال بدان سهميه بگفتند!
كر نشو كور نشو قدرت بازو بنما
(( تا بدانند كه از فن شنا با خبري))!
حيف باشد به خدا سهم كسي از سر سهو
پيش چشمان تو بخشيده شود بر دگري!
و از تركيبات آن سهميه بَر،سهميه خَر،سهميه خور،سهميه بند(سهميه بندي)و…را نام برده اند كه پر خاصيت ترين آنها سهميه بندي است و از جمله سهميه بندي ها سهميه بندي گاز،برق ،آب،بنزين و…را گفته اند
مناجات
خداوندا زراه لطف و احسان
كمي سهميه ام را بيش از اين كن
برايم آب و گاز و نفت و بنزين
چو گنجي خفته در زير زمين كن!
حكايت نوروزي
روزي روزگاري در ولايت هيچستان ننه سرمايي گيس بريده از نوادگان با با نوئل(!)چون پاي مبارك بر لب گور بديد برمحضر كد خدايان ولايت برفت وچون بدانجا رسيد سفره دل خود باز كرد وهواي عمر دراز كرد و منابع آگاه روايت كرده اند كه او رادر مجلس كدخدايان آنچنان جو گرفت كه دامنش از دست برفت و اشك از كاسه چشمانش سر برفت!
يكي از كدخدايان را رقتي در دل پديدار شد و با وي بگفت:يا ننه سرما راه حلي بگو كه ما را جملگي دل كباب شد و حال خراب شد شايد كه مقبول افتد كه ما را طاقت ديدن اشك ضعيفه نيست!
ننه سرما در پاسخ بگفت:طرحي گويمتان كه چون بدان عمل كنيد سال ها به جان من دعاكنيد و در اين ولايت بخوريد و بخسبيد!
كدخدايان گفتند:يا ننه سرما بگو كه ما را جان به لب رسيد!
وننه سرما در حال بگفت:بهار را سهميه بندي كنيد!
جملگي كدخدايان انگشت تفكر در دهان تدبر مكيدي!و في المجلس فرمان به سهميه بندي بهار بدادند
اهالي ولايت هيچستان هم كم كم عمو نوروز را فراموش بكردند وسالهاي سال زير سايه ننه سرما به خوبي و خوشي زندگي كردندي!
آب و بنزين اتول سهميه بندي بكنيم
كوچه و شهرك وپل سهميه بندي بكنيم
ترسم اين است كه روزي برسد در قصه!
بلبل و سبزه و گل سهميه بندي بكنيم
مار از پونه من از مار بدم مي آيد
يعني از عامل آزار بدم مي آيد
محمد سلماني
چند وقتي ست كه از يار بدم مي آيد
مار از پونه من از مار بدم مي آيد
از اتللو رومئو بيژن و قيس و فرهاد
در كل از آدم بي كار بدم مي آيد
آي اي قلب پدر سوخته!و ساده من
ديگر از نق نق سركار بدم مي آيد
آنقَدَر داده خداوند به من زيبايي
دارد از آينه انگار بدم مي آيد!
هم از آن بيني زيباي پس از اصلاحات!
هم از اين بيني بيمار! بدم مي آيد!
هي فنر با چه زباني به تو حالي بكنم
كه من از فك فنردار بدم مي آيد!
قسمت من اگر اين دايره محدود است
اصلا از حضرت پرگار!بدم مي آيد!
گور باباي رديف و پدر شعر و هنر!
خيلي از بيني گلزار خوشم مي آيد(۱)
توضيح واضحات:
۱.البته به چشم برادري!
